-
شنبه
شنبه 31 فروردین 1398 20:15
-
جمعه
شنبه 31 فروردین 1398 00:43
-
تست
شنبه 31 فروردین 1398 00:04
چهار تا رنگ انتخاب کردم یک مشت چرت وپرت تحویلم داد که همش درسته:// تو ادامه مطلب گذاشتم نتیجشو میخام بمونه! چون احساس میکند که نیاز به آن دارد که موثرتر و با نفوذتر باشد لذا حالت بیقراری در او پدید میآید و قویاً تحت تاثیر آرزوها و امیدهای خود قرار میگیرد . شاید تلاش کند که زمینه فعالیت خود را بسیار گسترده سازد . *...
-
گرافیک
جمعه 30 فروردین 1398 23:00
-
تکه تکه خاطرات هفته
جمعه 30 فروردین 1398 03:06
من دیگه رقیه رو نادیده میگیرم مهم نی دیوار دیواره دیگه خیلی پرو شده. زهرا اومد خونمون. ابجی اولیم. کمی وکیل خیابانی خوندم. چند لیست از کتابایی که قراره بخرم از نمایشگاه رو در اوردم با کمال پرویی نشستم فیلم دیدم. بعد داشتم حرص میخوردم که زهرا هم دانشجویه! اونم میتونست بن بگیره! اخرین سال دامشجوییشه خودشم گفت که من کنتب...
-
متنفرم
جمعه 30 فروردین 1398 02:11
-
دوقلوهایی با شش سال اختلاف!
پنجشنبه 29 فروردین 1398 22:54
-
پنجشنبه
پنجشنبه 29 فروردین 1398 15:51
-
مدرسه
چهارشنبه 28 فروردین 1398 22:32
-
خارج
چهارشنبه 28 فروردین 1398 20:36
-
چهارشنبه های نفرت انگیز
چهارشنبه 28 فروردین 1398 15:05
صبح مامانم بیدارم کرد دیر شده بود مدرسم فکر کرده بودم پنجشنبه است. از بس سه شنبه روز سختی بود از 10 تا 7 صبح خوابیدم هنوز خوابم میومد. بعد زمان برنامه برای علی اکبر پاشدم رفتم.چشامو بستم ولی نتونستم رفتم ولی نشد. تا میشد ناخوداگاه دستمو از جلوی چشام بر میداشتم دست خودم نبود. دیروز رو نگفتم رفتم باشگاه و بعد نگارو اون...
-
حس عجیب
سهشنبه 27 فروردین 1398 18:00
-
خواب وسط کار
یکشنبه 25 فروردین 1398 15:40
-
شنبه ای با یک عالمه حس خوب
شنبه 24 فروردین 1398 19:07
صبح اصن با اینکه تا دیر وقت بیدار بودم و مداد رنگی کار میکردم ولی صبح راحت و سر حال بلند شدم . یک حس عجیبی داشتم و پر از انرژی بودم هیچ دلیلی برای بدی وجود نداشت؟ مجبور شدم با رقیه ببرم و بابام نذاشت اش ببرم رقیه هم حرص ادمو در میاره همیشه زود میره مدرسه انگار حالا کارت صد افرین میدن بابا دو دقه بیشتر بخاب:/ از هم جدا...
-
چرااااااا؟
شنبه 24 فروردین 1398 13:43
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 فروردین 1398 22:19
-
یکشنبه تا سه شنبه
سهشنبه 20 فروردین 1398 15:18
-
17 فروردین
شنبه 17 فروردین 1398 22:32
-
خانواده نشسته!
شنبه 17 فروردین 1398 22:30
-
اولین جمعه ی غم انگیز 98
شنبه 17 فروردین 1398 00:52
-
قصه ی من و مامان بزرگ بزرگ!
جمعه 16 فروردین 1398 01:27
رفتم خونه ی بی بی بزرگ ینی خیلی بی بی بزرگیه دیگه:/ بی بی مامانم میشه فک کنم بعد الزایمر داره گذشته رو یادشه ولی کوتاه مدتش ... بعد ابجیام نبودند هی میپرسید هر سه تا خواهرات عروسی کردند؟ میگفتم نه یکی شون میگفت پس چرا نیومدن میگفتم با بابام رفتن گفت چند ساله ازدوج کرده گفتم نمیدونم! گفت بچه دار نشد؟ میگفتم نه بعد...
-
14 و فرودرین
پنجشنبه 15 فروردین 1398 14:00
-
13 فروردین
سهشنبه 13 فروردین 1398 01:15
-
11 و 12 فروردین
دوشنبه 12 فروردین 1398 00:36
-
فیلم و فیلم
جمعه 9 فروردین 1398 21:21
-
عید و تکالیفش://
جمعه 9 فروردین 1398 01:30
-
خواب
چهارشنبه 7 فروردین 1398 21:33
-
خواب های مزاحم
سهشنبه 6 فروردین 1398 01:36
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 فروردین 1398 21:25
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 فروردین 1398 18:39