چپول

سه شنبه رفتیم حلقه سارا بود خیلی خوش گذشت خیلی دلم براش تتنگ شده بود خیلللللللللللییییییییییی. خداجون شکرتت.

دفه قبلم اصن نشد باهاش   بحرفم امید وارم پنجشنبه هم ارام نیاد وقتی اون هست نمیتونم با سارا باشم.

بازی کردیم دارت ماروپله نشد. یک صفحه بزرگ خانم اسمااعیل بیگی اوردن مربیمونم عادم باحالی میرسع.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

از امروز و همیشه! دوباره شروع میکنیم

امروز صبح 12 فکر کنم ی ا11 از خواب بلند شدم. بعدش برق رفت من گرفمت خوابیدم تا 4 بععد پاشدم رفتم تاتر بعد مامان زنگ زد گفت بیا خونه ی دایی محمد. نمیخواستم برم . تئاترم شاید نرفتم دیگه.بعدش سروری بهش گفتم اسم من چیه یک چیز باحال گفت وای دلم اب شد براش کوتت یا همچین چیزی گفت. بعدش اومدیم خونه دنبال عکس گشتم. اینوع پیدا کردم



دختره ور کشیدم تو برگه a5 فردا درستش میکنم ولی الان پشیمونم که چرا کوچیک گرفتم. اخه ریزه کاری زیاد داره نهایتش زشت میشه a4  درست میکنم. لادن گفت سلام عادت نداره بیاد پیوی ولی چون دیروز گفت فردا حرف بزنیم اومد. گفتم نمیتونم بعد گفتم فلانی خاله شده یک چی گفت  بعد یک چی گفتم بعد گفت قصد نداشتم ناراحتت کنم. ناراحت نشده بودم . ولی رفتارم انگار عین ناراحتا بود چون وقتی تموم شد یک ساعت بعدش باز گفت ببخشی نمیخواستم ناراحتت کنم اخه تو خیلی مهربونی...

من مهربونم؟ مهم نی.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

دیروز هاپکیدو رفتم بهمون حرکات دفاع شخصی یاد داد که اگه دستمونو گرفتن چیکار کنیم.... صبحش هم رفتم دکوپاز دو تا کتاب خریدم وای باز یادم رفت کد بدم هی ب ه مامان گفتم بده براش بنویسم نداد. مریم رو دیدم. با لادن حرفیدم. همین.

اها کلاس دکوپاژ معلم زینب فکر کرد من زینبم چند نفر دیگه ه م فکر کردن زینب(ابجیم نه دختر باحاله دختر خاله ام سرمد) ولی شناخت منو.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم